به انتظار - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 0:12
به انتظار ... اهورا جان ، بهترین ارمغان زندگی ام در روز جاری نهم آبان ماه نود و هفت است .خبر رسیده است که سرما خورده ای و من در فراق تو همچنان می سوزم . بدان که همه ی این دوری ها روزی به اتمام می رسد و من و تو روزهای شکفتن را آغاز میکنیم. پسر زیبای من ، اکنون که روزگار را به سختی و تنهایی می گذرانم ...
آذر۹۹ - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 12:05
درد را از هر طرف که بنویسی درد است و این جمله ؛ بازتاب روزهایی است که کلیشه ی زندگی من در آن جریان دارد ۰
مرگ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:00
حقیقت این است که هر سال ، ما بدون آگاهی از سالمرگ خود عبور می کنیم. به گمانم از مهرداد اسکوئی
عصر ... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 21:57
حاصل کجروی هایم کوره راههایی ست برای رهروان. عباس کیارستمی
به انتظار ... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 21:57
اهورا جان ، بهترین ارمغان زندگی ام امروز نهم آبان ماه نود و هفت است .خبر رسیده است که سرما خورده ای و من در فراق تو همچنان می سوزم . بدان که همه ی این دوری ها روزی به اتمام می رسد و من و تو روزهای شکف
راه بی پایان - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
به خوابم می آید گاهی همچون طوفانی سهمگین و گاهی چون نسیمی دلنواز اما اکنون من از جنگل گذشتم ، ماههاست که گذشتم. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۲ساعت 22:20 توسط حسن |
یادآوری کامل - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
بیهوشی ... درست یک هفته بعد از عمل من ، خاطره خوب ، اشتباه من ، مولانا ، عبرت من ، سعدی ، ساعتهای طولانی ، سرزنش ، فیلم HER ، سه تار یا گیتار ، کنجکاوی ، فریاد ، رانندگی ، زیر آفتاب و کلی واژه دیگه که یادآور یه روز مهم برای من بود . + نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 18:5 توسط حسن |
بازیکن محبوب - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
یه روز بود ، یه سالگرد، یه ظهر سرد تو یه رستوران گرم ، مثل همیشه تنها ، غذایی بود و شکستن رژیم . کنار من اما یه بازیکن محبوب فوتبال دوران نوجوانیم نشسته بود ،با همسر و تنها فرزندش. هیچکس اون رو نمیشناخت ، من اما یه روزی عاشقش بودم و از فرط بی حوصلگی حتی سری هم بهش نزدم ، آدمها عوض میشن ، خیلی زیاد ،...
اون ور آب - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
یه سفر خوب با یه دنیا گرما، گرمای عشق و گرمای روز. خیلی بهمون خوش گذشت. و این نقطه عطفی بود. دوستت دارم. + نوشته شده در سه شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 19:14 توسط حسن |
ذوق زدگی - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
چه روزهای خوب و پر از تردیدی؟
دوباره سکوت - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
وقتی برف میاد ، مخصوصا شب، یه سکوت عجیبی محیط رو فرامیگیره ، صداها سنگین میشن ، همه چیز آهسته تر میشه ، آروم و یواش و تو همش دوست داری گوش بدی تا حرف بزنی ، در سکوتی عجیب مثل برف ، بی صدا ، در دل شب + نوشته شده در دوشنبه ششم دی ۱۳۹۵ساعت 17:17 توسط حسن |
دی - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
زمستان ، وحشت است ، آدمی در تاریکی این وحشت چنگ می زند. یلدا که رفت ، خورشید ، دیرتر طلوع می کند ، خستگی دردناکی در تمامی اندامم رشد می کند ، بیدار می کند تمام خوابهای زمستانی ام را ، تمام کم خوابی های طول عمرم را ، فکر می کنم به این تنِ تنها ، مغشوشاتی در ذهن پر از تاریکی ام روشن می شود ، پر از نور...
گذشته... - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
حرفهای نگفته ، سالهای طولانی اما گذشته ...
عصر جمعه - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:06
حاصل کجروی هایم کوره راههایی ست برای رهروان. عباس کیارستمی